اهمیت پرداختن به موضوع مدیریت دانش و همزمان آموختن آن به ویژه در بخش های ساختاری و فرایندهای مربوط به آن که پاشنه آشیل سازمان های بعضا سنتی - دولتی با ساختاری کاملا بوروکراتیک و دیوان سالارانه است، نقش مدیریت دانش را به عنوان یک موضوع مهم و حیاتی در سطح سازمان مطرح می کند. البته نمی توان نقش انکارناپذیر قدرت دانش در سازمان های نوین امروزی را کتمان و از برتری های بلند مدت این گونه سازمان ها به ویژه در عرصه های رقابتی، صحبتی به میان نیاورد. عدم همکاری میان بخش های مختلف سازمان، تخصیص نابجای سرمایه و زمان، فقدان راهبردهای مدیریت دانش و عدم اعتماد میان کارکنان در سازمان ها، اینجانب را بر آن داشته تا ضمن بررسی های اولیه نسبت به رفع موانع در جهت پیاده سازی، گام های مهمی را برداریم. مسیر ارائه طوری طراحی و پیش بینی شده است تا مدیریت دانش که امروزه به یکی از فعالیت های مهم سازمان ها تبـدیل شـده، با بهـره بـرداری و توسعه دارایی های دانشی، منجر به ایجاد ارزش افزوده برای سازمان ها گردد. به طور کلی مدیریت دانـش در سازمان ها از تلاشـی موقتی، نامنظم و بدون هدف گذاری و برنامه ریزی شروع می شود، سپس به مرحله ای می رسد کـه مدیران ارشد، متعهد می شوند مدیریت دانش را هم راستا با راهبردهای سازمان، ارتقا دهند. در مرحله بالاتر، رویه های استاندارد و فرایندهایی برای مدیریت دانش تعریف شده و بـر بهبـود آن هـا تاکیـد می شود، پس از این مرحله و ارتقا به مرحله ای بالاتر از بلوغ، اقدامات مـدیریت دانـش، ارزیـابی و کنترل می شود و بر تقویت و اصـلاح آن بـه منزله خـلق ارزش بـرای سـازمان و فراینـد قـوی هم راستا با کسب و کار، تاکید می شود.