با پیشرفت چشمگیر هوش مصنوعی در دهه های اخیر، مساله امکان سنجی تلفیق داده های حاصل از چند حسگر مطرح شد. مفهوم و ایده تلفیق داده های چند حسگر، در عرصه تئوری محض مفهومی چندان نوین نیست و سابقه آن به دهه های 60 میلادی و حتی پیش از آن بر می گردد. این ایده نیز به مانند سایر روش های هوش مصنوعی از عملکرد مغز انسان الهام گرفته شده است. مغز داده های حسگرهای زیستی انسان مانند چشم و گوش را دریافت و سیگنال های ورودی مانند صدا، نور، حرارت و مانند آن ها را به منظور دقیق ترین برآورد از محیط با یکدیگر تلفیق می نماید. تلفیق داده های صدا و تصویر هنگام تماشای تلویزیون توسط مغز یکی از بهترین مثال ها در این زمینه است؛ اما تا بنا نهادن چارچوب های عملی و روش های ریاضیاتی برای اجرایی شدن این مهم بیش از بیست سال زمان مورد نیاز بود. در سال 1984 یک چارچوب کلی برای تلفیق دادهها در آمریکا تعریف و به چاپ رسید. در سال های پس از آن نیز کنفرانس های فراوانی برگزار و کتاب های متعددی به چاپ رسید که اهمیت بیش از پیش آن را برای محافل آکادمیک روشن ساخت و صنایع بزرگ را با کاربردها و مزیت های آن آشنا نمود. در این سال ها واژه «تلفیق داده» برای بسیاری از دانشمندان واژه چندان آشنایی نبود؛ اما در سال های اخیر مساله تلفیق داده های حاصل از چند حسگر به شدت مورد توجه قرار گرفته است. امروزه تلفیق داده در تمامی زمینه های دانش کاربردهای وسیعی پیدا کرده است، به نحوی که آن را تبدیل به جزئی جدایی ناپذیر از صنعت و دانش حال و آینده نموده است. از کاربردهای حیاتی آن در صنایع نظامی می توان به هدایت ادوات نظامی به صورت خودکار، مدیریت میدان جنگ، تخمین محل اصابت موشک ها و مانند آن اشاره نمود. همچنین از کاربردهای غیر نظامی آن می توان به تست های غیر مخرب، عیب یابی و پایش وضعیت، رباتیک، علوم جغرافی و اقتصاد اشاره نمود. به زبان ساده، روش تلفیق داده ها به ترکیب داده های حاصل از حسگرهای مختلف برای پیش بینی دقیق تر خواص و حالات یک سیستم می پردازد. این تکنیک به ترکیب داده های جمع آوری شده از منابع مختلف پرداخته و با ربط دادن اطلاعات حاصل شده به شرایط سامانه مورد تحلیل، به سمت بهترین تصمیم گیری حرکت می کند. هدف این روش ایجاد یک مدل پیشرفته و پیشگو از یک سیستم بر اساس داده های به دست آمده از تعدادی حسگر مستقل است. از منظر علمی به اثبات رسیده است که استفاده از تعداد حسگر، احتمال تمامی خطاها از جمله خطای تصادفی، خطای ابزار، خطای تحلیل و غیره را به شدت کاهش می دهد. همچنین استفاده از راهبرد تلفیق داده چند حسگری می تواند باعث افزایش پایداری عملکرد سامانه شود، چرا که هر حسگر می تواند لااقل اطلاعات خود را در اختیار کاربر قرار دهد، حتی اگر دیگر حسگرها خراب یا در دسترس نباشند. افزایش درجه اطمینان، کاهش نوفه، کاهش شدید نرخ داده های غیر مطمئن و مواردی بسیاری ازین دست از مزیت های مهم و تاثیرگذار استفاده از سامانه تلفیق داده در تمامی کاربردهای یاد شده آن است. بنابراین استفاده از روش تلفیق داده ها یکی از ضروریات بسیار مهم در افزایش قابلیت اطمینان در کاربردهای مختلف آن از تصمیمات مدیریتی گرفته تا پایش وضعیت و عیب یابی است. در واقع در آینده و با پیچیده تر شدن سامانه های مختلف (اعم از مکانیکی، نظامی، رباتیک و غیره) چاره ای جز استفاده از چند حسگر و تلفیق داده های آن ها با یکدیگر وجود ندارد. استفاده از راهبرد تلفیق داده در مراکز آموزشی و پژوهشی و نیز صنایع ایران بسیار نوپا اما رو به رشد است. این راهبرد در آینده بسیار مورد توجه پژوهشگران و دانشجویان و کاربران صنایع قرار خواهد گرفت، همان گونه که در دنیای امروز بسیار مورد توجه است و کاربردهای آن نیز دائما رو به رشد هستند.